پیش دبستانی و دبستان غیردولتی پسرانه تلاش اداره کل آموزش و پرورش استان تهران

معرفی کتاب

#آبی کوچولو

آبی کوچولو گم شده و پسری بنام ویل او را در جنگل پیدا می کند. آبی کوچولو در طول راه نشانه هایی از خانه اش می دهد. خانه او در کوهستان است با پلکانی چوبی و یک پل چوبی بر روی رودخانه ای که زیر درختان بید جریان دارد، و درختان سیب به اندازه یک توپ، یک باغ، یک قصر و پرندگان و پدر که همه به رنگ آبی توصیف می شوند.

خانه او شباهت هایی هم با خانه ویل دارد، اما آن ها از پیدا کردن خانه آبی کوچولو ناامید می شوند. ویل آبی کوچولو را به خانه اش دعوت می کند. مادر بزرگ از اینکه آبی کوچولو پیدا شده خوشحال می شود. می دانید چرا؟ آخر او تکه گمشده یک بشقاب چینی به رنگ های آبی و سفید بود که چند وقت پیش شکسته بود. مادر بزرگ آبی کوچولو را به بشقاب چینی می چسباند. ویل خوشحال است چون دیگر آبی کوچولو صحیح و سالم در خانه اش است.

داستانی زیبا از رویا و تخیل کودکان که برای گروه سنی ٧- ١٢ سال مناسب است. تصاویر زیبای کتاب بر جذابیت آن افزوده است اثر چه متن و چه تصویر سبب تقویت تخیل کودک می شود و ذوق هنری او را افزایش می دهد.

گزیده‌هایی از کتاب آبی کوچولو گفت:" خانه ی من درختانی به رنگ آبی،با سیب هایی مانند توپ های آبی آسمانی دارد.من واقعا دلم برای سیب هایم تنگ شده است."

ناشر: نشر امیرکبیر

ویسنده: گی چپمن

مترجم: بیوک ملکی

سال نشر: 1389

قیمت:9000 تومان

معرفی کتاب دفتر خاطرات یک عنکبوت

#دفتر خاطرات یک عنکبوت

کتاب « دفتر خاطرات یک عنکبوت » مجموعه‌ای از خاطرات روزانه، بازی‌ها، ترس‌ها و آرزوهای یک بچه عنکبوت است. مخاطب در لابه‌لای خاطرات بامزه و جالب این بچه عنکبوت، با ویژگی‌های زیستی عنکبوت‌ها نیز آشنا می‌شود.

خاطرات بچه عنکبوت از ۱۰ اسفند آغاز می‌شود و تا ۱۲ خرداد ادامه دارد. بچه کرم در خاطرات‌اش از زندگی روزانه‌اش، بابابزرگ ماجراجویش، دوستان‌اش مگس و کرم، مدرسه و برنامه‌های آن، بازی‌ها و شیطنت‌هایش، غذاهایی که دوست ندارد، چیزهایی که از آن‌ها می‌ترسد و آرزویش صحبت می‌کند. در ابتدا و انتهای خاطرات‌اش نیز یک آلبوم دارد که در آن، تصاویر و اشیایی که برایش جالب بوده است، و حتی اولین پوستی که انداخته را چسبانده است.

متن داستان ساده و آسان‌خوان است. تصاویر به خوبی متن را تکمیل کرده‌اند. طنز در لابه‌لای متن و تصاویر تنیده شده است و باعث افزایش جذابیت کتاب شده است. دوستی عنکبوت با مگس پررنگ‌ترین موضوع کتاب است. دوستی‌ای که در حالت طبیعی نباید وجود داشته باشد و عجیب است، اما عنکبوت و مگس با وجود انتقادات اطرافیان و مشکلاتی که برایشان پیش می‌آید دوستان خوبی برای هم باقی می‌مانند.

امروز در مدرسه، روز خانواده بود، برای همینف من بابابزرگ را با خودم به مدرسه بردم. او سه چیز به ما یاد داد: ۱. عنکبوت‌ها حشره نیستند – حشره‌ها شش تا پا دارند. ۲. اگر عتکبوت‌ها نباشند، حشره‌ها می‌توانند دنیا را در دست بگیرند. ۳. پروانه‌ها با کمی سس دودی خوشمزه‌تر می‌شوند

ناشر: نیستان

نویسنده: دورین کرونین

مترجم: سمیرا کمالی

سال نشر: 1386

قیمت خرید فایل pdf :  2100 تومان

معرفی کتاب اختراع سری

کتاب اختراع سری (مجموعه مدرسه پرماجرا)

اسم من اِی. جِِی است و از مدرسه متنفرم.

می دانید من چه آرزویی دارم؟ اینکه برای یاد گرفتن همه چیزهایی که در مدرسه یادمان می دهند، توی کله هایمان رایانه ای داشته باشیم! یعنی برای ریاضی، علوم اجتمـاعی، روخوانی و تمام چیزهای به درد نخوری که معلم ها می گویند باید یاد بگیریم، نرم افزارهایی وجود داشته باشد. آن وقت فقط کافی است هر نرم افزاری را که لازم دارید، صاف توی سرتان نصب کنید. این جوری دیگر لازم نیست به مدرسه بروید! 
فکرش را بکنید. اگر کله های رایانه ای داشتیم، آن وقت می توانستیم وقت بیشتری برای انجام کارهایی که دلمان می خواهد، داشته باشیم. کارهایی مثل ورزش، بازی ویدئویی، سینما رفتن و هله هوله خوردن، خیلی کیف می دهد. اگر چنین رایانه ای وجود داشت، من به سه سوت یکی از آنها را می خریدم. ولی گمان می کنم تا وقتی که کسی پیدا شود و رایانه ای را که بشود توی کله مان نصب کنیم، اختراع کند ما ناچاریم همچنان به مدرسه برویم.عجب حال گیری ای!
ما تازه دورخوانی در کلاس دوشیزه دیزی را تمام کرده بودیم که آقای کلاتز، مدیر مدرسه، وارد کلاس شد. نکته قابل توجه در مورد او این است که هیچ مویی روی سرش ندارد. دریغ از یک تار مو! حدس می زنم وقتی کلاه سرش می گذارد، لیز می خورد و می افتد، چون چیزی نیست که آن را نگه دارد.  دوشیزه دیزی پرسید: « آقای کلاتز! ما لذت دیدار شما را مدیون چه هستیم؟ » ( این طرز حرف زدن بزرگ ترها برای گفتن این جمله است: « اینجا چه کار دارید؟ » ) آقای کلاتز گفت: « می خواستم یک جوک جدید برایتان تعریف کنم. »
اوه نه! آقای کلاتز بی مزه ترین جوک های تاریخ جهان را تعریف می کند. ( ۲) آقای کلاتز پرسید: « می دانید بهترین جایی که می شود یک دستگاه کنترل از راه دور را نگه داشت، کجاست؟ » همه فریاد زدیم: « کجاست؟ »  او جواب داد: « در یک جای دور! گرفتید؟ هاهاها! » جوک آقای کلاتز خیلی بی مزه بود، اما خودش از شدت خنده دولا شده

ناشر: انتشارات گام

نویسنده: دن گاتمن

سال انتشار: 1390

مترجم: مونا قائمی

قیمت خرید فایل pdf :  3000 تومان

معرفی کتاب

برای چه کسی زندگی می کنی؟ خودت یا دیگران؟ کرمی را می‌شناسم که تصمیم گرفت برای شنیدن «صد آفرین گفتن» دیگران، هر کاری بکند.

البته بیچاره کارهایی می‌کرد که به نفع دیگران هم بود؛ آتش جنگل را خاموش کرد، تونلی طولانی از این سر شهر به آن سر ساخت، برج بلند ساخت و... راستی داشت یادم می‌رفت، بعضی وقت ها هم که کاری نبود انجام بدهد تا صد آفرین بشنود، هر طوری بود یک کاری جور می‌کرد.

یک روز که از کنار سد بزرگی می‌گذشت، با زحمت سوراخ کوچکی در سد ایجاد کرد. بعد هم تنش را باد کرد و خودش را توی سوراخ جا کرد و با صدای بلند فریاد زد تا همه فداکاری او را ببینند! او خودش را به آب و آتش می‌زد تا دیگران تاییدش کنند و حسابی هم معروف شده بود، اما یک روز دید که تنها و غمگین است! هیچ کس را ندارد! خیلی خسته است! یعنی یک جای کارش اشکال داشت؟ اگر گفتی چه کسی او را متوجه این مسئله کرد؟

نویسنده : سروناز پریشان‌زاده

گروه سنی : ٧ تا ۱٨ سال به بالا

سال انتشار : ۱٣٨٩

معرفی کتاب

کتاب تکخال به نویسندگی پیام ابراهیمی و تصویرگری رضا دالوند به‌زودی منتشر می‌شود. رضا دالوند از تصویرگران توانای ایرانی است که با خلق تصاویر بسیار زیبا در این کتاب، موفق به راهیابی به لیست تصویرگران دهمین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب شارجه ۲۰۱۸ شده که از تاریخ ۹ تا ۱۹ آبان با حضور ناشران و تصویرگران و نویسندگان برگزار می شود. این تصویرگر خلاق با تصاویر تاثیرگذار به نمایشگاه بولونیا ۲۰۱۸ نیز راه یافته است.

در داستان این کتاب با شخصیت آبتین آشنا می شویم. تمامی افراد خانواده آبتین قهرمان ورزشی بودند اما او هیچ شباهتی به بقیه افراد خانواده نداشت. نه قهرمان بود، نه علاقه ای به قهرمانی داشت و نه حتی مانند تمام اعضای خانواده یک خال سیاه بزرگ بالای لبش داشت. خانواده آبتین تمام تلاششان را کردند تا از او یک قهرمان بسازند اما موفق نشدند و حسابی از او ناامید شده بودند تا اینکه روزی آبتین فکر بکری کرد…

بچه آدم

«ببخشید تو چی هستی؟»
«یعنی چی من چی هستم؟»
«خب یعنی چه جور حیوانی هستی؟»
توی دلم گفتم: «ای وای، حنما الان توی دل همان جنگلی هستم که مامان برایم گفته بود. گوسفند بیچاره تا حالا توی زندگی اش بچه ی آدم ندیده!»
گفتم: « من حیوان نیستم، لئونارد هستم.»
گوسفند ازم پرسید: «لئوناردو یک جور پلنگ است؟»
«نخیر! اسمم لئونارد است. اصلا بگو ببینم اسم خودت چی است؟»
«گوسفند»
«آهان.متوجه شدم»
بعد گوسفند مرا بو کرد ویک سوال خنده دار ازم پرسید:
«تو به چه دردی می خوری؟»

معرفی کتاب

عنوان اصلی : 

The Giving Tree

نویسنده :

Shel Silverstein

شل سیلور استاین

برگردان : 

رضی هیرمندی

پدیدآورندگان :

شل سیلور استاین

رضی هیرمندی

ناشران :

آروین

سال نشر : 

۱۳۷۷

نگارنده : 

ژاله فروهر

روزی، روزگاری درختی بود و او پسرک کوچکی را دوست می داشت. پسرک تا خردسال بود با شاخه هایش بازی می کرد ، سیب هایش را می خورد و در سا یه اش می خوابید .به تدریج که بزرگ تر شد دیگر کمتر با درخت انس داشت. او گرفتار عشق ، روز مره گی و گذران زندگی شد و درخت را ترک کرد ، اما در زمان های پر شمار بر می گشت و از درخت تقاضایی داشت و درخت هر بار با مهر او را بی پاسخ نمی گذاشت. وقتی برای آخرین بار باز گشت دیگر...